•  
      منبع خبر : 1007
      تعداد بازدید: 314
      کد: 141453
      تاریخ انتشار:
      ۱۳۹۶/۰۹/۱۰

      از احترام به معلولین تا پارک هایی در دل زمین
      مسعود ریاضی

      هر چقدر در جزییات ساختمانها دقیق‌تر می‌شوی بیشتر تعجب می‌کنی. از معماری ساختمان‌ها گرفته تا بندکشی آجرهای نما اکثر موارد دقیق، با وسواس، شیک و البته مستحکم است.
      از احترام به معلولین تا پارک هایی در دل زمین مسعود ریاضی

      جمعه 3 آذرماه، دیر وقت به توکیو رسیدیم. آنچه که در مسیر فرودگاه توجهم را جلب کرد خیابان‌های دو طبقه‌ای بود که مسیر فوقانی آن عوارضی داشت و به صورت هوشمند چک می شد. ماشینها با خرید کارت و شارژ آن و نصب دستگاهی در داخل خودرو به صورت اتومات عوارض متناسب با مسیر خود را پرداخت می‌کردند. دو طرف این خیابان‌ها با دیوارهای حائل بلند از ورود عابر پیاده جلوگیری می‌کرد.
      دسترسی به خیابان‌های فرعی و کوچه‌ها از طریق سطح اول خیابان انجام می‌شود. اقامتگاه سفارت در کوچه باریک و پر پیچ و خمی ست. در محل تمام پیج‌ها و در روبروی تمام پارکینگها آینه نصب شده است. استحکام را در اجزاء دور و برت حس می‌کنی. اکثر تابلوها خصوصا در فضاهای عمومی به دیوارها پرچ و پیچ شده‌اند تا در زلزله سقوط نکنند.
      هر چقدر در جزییات ساختمانها دقیق‌تر می‌شوی بیشتر تعجب می‌کنی. از معماری ساختمان‌ها گرفته تا بندکشی آجرهای نما اکثر موارد دقیق، با وسواس، شیک و البته مستحکم است. مسیرهای باریک کوچه‌ها را هم با نرده به دو بخش تردد خودرو و عابر تقسیم کرده‌اند. تنوع رنگ آسفالت خیابان ها هم در نوع خودش جالب است.
      صبح امروز(شنبه 4 آذر) با ماشین اداری به سمت ایستگاه مترو حرکت کردیم. در همین مسیر اگر چه کوتاه بود ولی چند نکته شاخص توجهم را جلب کرد:
      همانطور که انتظار می‌رفت سرانه ی فضای سبز بسیار زیاد است ولی نکته ی جالب تعداد پارک ها در محلات بود که در مسیر دیده می شد. اینجا پل هوایی عابر هم زیاد دیدم ولی ارتفاع آنها کوتاهتر است و کاملا رو باز هستند و صرفا توسط یک نرده کوتاه محافظت می شوند. نمی دانم چرا پلهای مشهد که عمدتا استفاده تجاری هم نمی شوند به صورت یک دالان بسته اجرا می شوند. خیلی از مردم خصوصا بانوان به دلیل همین بسته بودن و حس ناامنی از این پلها استفاده نمی کنند.
      تعداد زیادی ایستگاه آتشنشانی در مسیر دیدم. همگی حاشیه ی خیابانهای اصلی بودند. در مشهد، ما بعضی از این محلها را از آتش نشانی پس گرفته ایم.
      ایستگاه قطار بسیار پر تردد و شلوغ بود. تابلوها همه به ژاپنی هستند و به ندرت می توانی کسی را بیابی که دو کلمه انگلیسی بداند. قطار را با زحمت بسیار پیدا کردیم. راس ساعت یازده و سی و شش دقیقه که در بلیط قید شده بود حرکت کرد و قرار است ظرف مدت دو ساعت و عبور از شش ایستگاه ما را به سندای برساند.
      همایش مدیریت بحران در کشور ژاپن برگزار شد. موضوعات همایش بیشتر از آنکه فنی باشد در مورد کنترل عاطفی بحران پس از زلزله بود. چیزی که این روزها مردم کشورمان خصوصا هموطنان کرد درگیر آن هستند.
      چند سالن به طور همزمان در خصوص نقش زنان در مدیریت پس از زلزله، آسیب پذیری آنها، اثرات نابرابری اجتماعی در شرایط پس از بحران، خطرات متوجه معلولین، همدلی و کمکهای اجتماعی، آسیبهای متوجه مهاجرین و از این دست مسائل بود. در این زمینه ها ژاپنی ها خودشان را با کشورهای اروپایی مقایسه می کردند و عملکردشان را ضعیف می دانستند.
      اعتراف می کنم آشنایی با این نوع دغدغه ها در نگاه ما عجیب بود ولی جدیت این جماعت عظیم برای حل مسائلی که در کشور ما اولویت دوم و سوم نیز نیست روی نگاه خود من تاثیر زیادی داشت. همیشه در مورد زلزله به مباحثی نظیر استحکام، مقاوم سازی، آواربرداری، اسکان موقت، تامین غذا و پوشاک فکر می کردم. هنوز هم فکر می کنم اولویتهای ما همینهاست ولی وقتی می‌بینم دغدغه های این مردم خیلی فراتر از اینهاست غبطه می خورم.
      نمایشگاه بسیار جالب بود و حتما چند بار دیگر زوایای دیگر آن را بازدید خواهم کرد.
      دستگاهی که در تصویر دیده می شود برای آموزش و آماده سازی مردم قبل از زلزله استفاده می شود. نمونه های جالبی نیز از اسکان موقت ملاحظه کردیم. دستگاهی که بر روی یک کامیونت وصل بود و می توانست برق یک محله ی بزرگ را تامین کند. نانهای کنسرو شده و سوپهای آماده که پنج سال تاریخ مصرف داشت. (تصاویر نانهای کپک زده در کرمانشاه را که دور ریخته می شدند حتما دیده اید) پهبادهای جستجو گر، دستگاههای تصفیه ی آب در شرایط بحران... نمونه هایی از زوایای دیگر نمایشگاه بودند.
      نکته ی دیگری که در شهر قابل توجه است تمیزی فوق العاده ی خیابانهاست. البته اصراری در جمع کردن برگهای پاییزی ندارند. اما عجیب این ست که در خیابانها هیچ سطل آشغالی هم پیدا نمی کنی. می دانم که نظافت همین سطلها در ایران کلی هزینه دارد. علیرغم اینکه تعداد افراد سیگاری کم نیست اما تقریبا هیچ کس در خیابان سیگار نمی کشد به جای آن اکثر اماکن عمومی اتاق سیگار دارند و افراد کیپ در کیپ آنجا مشغول استعمال دخانیات هستند. اکثرا هم نی سیگارهای الکترونیکی (و نه سیگار الکترونیکی) دارند که درست نفهمیدم با دود چکار می کند ولی از دماغ و دهن کسی دودی بیرون نمی آید.
      مدتی طول کشید تا متوجه شویم اینجا مستقیما از دست کسی پول نمی گیرند و باید مثلا حتما پول تاکسی را در ظرف مخصوصی که کنار راننده است بگذاری و آنها هم در همان ظرف بقیه ی پولت را پس می دهند.
      علیرغم وجود خیابانهای تنگ پارک حاشیه اصلا وجود ندارد ولی در هر صد متر تا دویست متر یک عقب نشینی کوچک در خیابان می بینی که خط کشی شده و چند ماشین در آن پارک کرده اند. پارکینگهای مکانیزه بر خلاف نمونه های کره ای که در مشهد باب شده به جای گسترش در ارتفاع درون زمین پنهان شده اند و فقط شما طبقه ی همکف آنرا می بینید. به این ترتیب چهره ی شهر نیز بسیار دلپذیر تر شده است. از حضور پررنگ معلولین در شهر هم تعجب می کنید و به آنها احترام زیادی گذاشته می شود.

      *عضو شورای اسلامی شهر مشهد
       

      تعداد بازدید: 314
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
       
      ارزیابی
      امتیاز کسب شده در ارزیابی:
      ارزیابی این مورد:
      2 0
      آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر
    • تبلیغات

        


 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مدیریت روابط عمومی و بین الملل شهرداری مشهد بوده و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
طراحی و پشتیبانی فنی: سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری مشهد .