یکشنبه, ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۰ ۱۰:۵۱ ۱۱۱
طبقه بندی: در آیینه رسانه
چچ
2KrZhtiv2YrYsyDYqtix2KfamNiv2Yog2KjYstix2q8g2K/YsSDYrNmE2YjYrtin2YY=

تندیس تراژدی بزرگ در جلوخان

چگونگی ساخت مجسمه رستم و سهراب در گفت‌وگو با سازنده‌اش محمدحسین مأموریان

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد به نقل از روزنامه شهرآرا؛ رستم، پهلوان ایرانی، پیکر بی جان فرزندش را در آغوش گرفته و نعره می زند. کارش از فریاد گذشته و نعره می زند. «سرش پر ز خاک و پر از آب روی» صدای او در تمام تاریخ پیچیده است. شاید حزن و حسرتی برای فرزندانی از این سرزمین که به آرزوهایشان نرسیدند.
دیروز در مراسم بزرگداشت فردوسی، سراینده شاهنامه سترگ، مجسمه رستم و سهراب، در بخشی از جلوخان آرامگاه فردوسی جای گرفت. جایی که نام آن را راسته سوگ گذاشته اند و مجسمه های دیگری که همگی داستانی تراژیک با خود به همراه دارند، در این بخش تعبیه شد ه اند. مجسمه «رستم و اسفندیار»، مجسمه «تهمینه» که نماد مادر است و هنوز جانمایی نشده، مجسمه «رستم و سهراب» ، مجسمه «سیاوش» که آن هم جانمایی نشده و مجسمه «دقیقی توسی» که در آرامگاه مقبره الشعرا و در پایان این مسیر نصب شده است. سازنده مجسمه رستم و سهراب، محمدحسین ماموریان بر این باور است که شاید اگر خودش پدر نمی بود، این اثر به نحوه دیگری ساخته می شد. در ادامه، روایت راسته سوگ را در روز بزرگداشت فردوسی و در گفت وگو با ماموریان و رئیس کمیسیون ویژه توسعه و عمران توس می خوانید.

هوشمندی معماران جلوخان آرامگاه فردوسی
تیری از سوی رستم، پهلوان نامدار ایرانی آمده و بر چشم شاهزاده کیانی نشسته است. اولین مجسمه در مسیر سوگ، رزم میان رستم و اسفندیار را به تصویر کشیده است. اثری که ساخته مشترک ماموریان و همسرش مهدیس نیک فرجام است. یکی از داستان های تراژیک شاهنامه که به توصیف خود فردوسی، بلبلان به سبب مرگ اسفندیار ناله سر می دهند. پس از این مجسمه، مجسمه تهمینه قرار خواهد گرفت. همسر رستم، مادر سهراب، یکی از معدود زنان شاهنامه است که بین مردم شناخته شده است و هرچند داستان زندگی او پس از مرگ غم انگیز فرزندش سهراب، رها می شود اما علاقه بزرگ ترین قهرمان شاهنامه، یعنی رستم، به تهمینه که به معنای زن قدرتمند و باشکوه است، باعث شده در بین مردم از محبوبیت خاصی
برخوردار باشد.
پس از این، مجسمه رستم و سهراب قد کشیده است. رستم، با یک دست، سر فرزند بی جان را به روی شانه گذاشته و با دست دیگر او را در آغوش گرفته است. داستانی که فردوسی آن را پر از آب چشم خوانده و درباره این فرزندکشی گفته است:
از این راز، جان تو آگاه نیست
بدین پرده اندر ترا راه نیست
محمدحسین ماموریان سازنده این مجسمه به هوشمندی معماران جلوخان فردوسی در طراحی این فضا اشاره می کند و می گوید: معماران این فضا، پیش از طراحی، هوشمندانه به جانمایی مجسمه ها فکر کرده اند. چون می بینیم که به اجبار مجسمه ها را به فضاهای شهر متصل می کنیم. اما اینجا علاوه بر اینکه گذرگاه و پارک است، هوشمندانه، مجسمه ها در جاهایی کار گذاشته شده که فواصل درستی دارند و با کادربندی صحیح دیده می شوند.


معماری آرامگاه فردوسی، من را مجسمه ساز کرد
ماموریان درباره انگیزه های خود از ساخت مجسمه هایی درباره شاهنامه و اسطوره های ایران می گوید: همین فضا و این مکان و بنای آرامگاه فردوسی مرا مجسمه ساز کرد. از کودکی و نوجوانی هر سال چندین بار برای دیدن نقش برجسته ها ی آرامگاه فردوسی به اینجا می آمدم و هربار تأثیر بسیاری بر من می گذاشت. شاید همان دل بستگی ای که به نقش های آرامگاه داشتم مرا واداشت تا مجسمه ساز بشوم و نمی دانید که چقدر خوشحالم از اینکه بعد از گذشت بیست واندی سال، آثار خودم مهمان پدر فرهنگ فارسی، فردوسی شده اند.
او ادامه می دهد: کسی چه می داند؟ شاید جوان هایی که برای بازدید از آرامگاه فردوسی می آیند، با دیدن تندیس های ما انگیزه ای برای پرداختن بیشتر به فرهنگ ایرانی بیابند و داستان های شاهنامه را بخوانند تا در این توفانی که باید نام آن را هویت کشی بگذارم، بتوانیم به فرهنگ ایرانی و اسطوره ای خود برگردیم.


اگر پدر نمی بودم، این کار طور دیگری روایت می شد
اما ماموریان درباره دلیل طراحی مجسمه رستم و سهراب بدین شکل تأثیرگذار نیز بیان می کند: شاید اگر پدر نمی بودم، این کار به نحوه دیگری روایت می شد. یادم است روزی که می خواستم مجسمه را طراحی کنم، دخترم روی مبل نشسته بود. لحظه ای تصور کردم که اگر خدای نکرده با جسم بی جان او روبه رو شوم، چه کار می کنم و دیدم که فقط در آن لحظه او را در آغوش می کشم و سرش را به سینه می فشارم و داد می زنم و همین ذهنیت باعث شد که کار به این شکل طراحی و ساخته شود.
این مجسمه ساز جوان درباره مشخصات مجسمه رستم و سهراب نیز می گوید: مجسمه 3متر و 70 سانتی متر ارتفاع دارد و جنسش از مواد کامپوزیت است. ساخت این مجسمه بیش از 6 ماه به طول انجامیده است.
او یادآوری می کند که عمر مجسمه با توجه به مواد آن سالیان سال ادامه خواهد یافت و فقط به دلیل تابش نور آفتاب روی آن، هر چند سال یک بار، نیاز به رنگ آمیزی دارد.


مجسمه ای نمادین و سمبلیک
سیدمسعود ریاضی، رئیس کمیسیون ویژه توسعه و عمران توس شورای شهر مشهد هم مجسمه رستم و سهراب را نمادین می خواند و درباره آن می گوید: رنج عظیمی در چهره رستم به عنوان نماد پهلوانی ایران زمین هست. درواقع می توان گفت این مجسمه، نماد مردمی است که برای جوانان از دست رفته و حسرت کشیده خود که فرصت های زندگی را از دست داده اند، فریاد می کشند.
او تأکید می کند: خیلی این مجسمه را دوست داشتم و پیگیر ساخت آن هم بودم و خوشحالم که رونمایی این مجسمه به آخرین ماه های شورای شهر پنجم رسید.


تم پارک
ریاضی همچنین یادآوری می کند که سه مجسمه تهمینه، سام و نریمان و سیاوش نیز در دست ساخت هستند و امیدوار است در این دوره شورای شهر به پایان برسند و جانمایی شوند.
این عضو شورای شهر، نام «تم پارک» را بر جلوخان آرامگاه فردوسی می گذارد و می گوید: 10 مجسمه موضوعی از داستان های شاهنامه برای جلوخان آرامگاه در نظر گرفته شده است که هر مجسمه داستانی دارد و اگر برای گردشگری که روبه روی مجسمه می ایستد، راهنما یا نقال، آن داستان را توضیح دهد، حداقل 10دقیقه زمان می برد. در نتیجه هر گردشگری بیش از یک ساعت می تواند در این فضا بماند و به داستان ها گوش بسپارد که این موضوع طول ماندن گردشگر را زیاد می کند و ارزشمند
است.
او همچنین به سه بیت شعری اشاره می کند که در سال 1398 در زمان افتتاح جلوخان آرامگاه سرود و بر سنگ بزرگی در ابتدای ورودی آرامگاه نقش بسته و از او به یادگار مانده است:
جلوخان به یاد تو بنیاد شد
دل مردمان یک سره شاد شد
به ابجد بخوان سال آن با سرود
به شهر بهشت انجمن دیده بود
که نامت شود بیش از این ارجمند
به رنج گران و به رای بلند
مراسم رونمایی از مجسمه رستم و سهراب پایان یافته است و دور مجسمه از شرکت کنندگان در مراسم خالی شده است. دوچرخه سواری دو پشته که از اهالی توس به نظر می رسند، کنار مجسمه توقف می کنند و نگاهی به رستم و سهراب می اندازند و می روند. گردشگری به همراه همسر و پسر ویلچرنشین خود، کنار مجسمه می ایستند و سلفی می گیرند . بوی گل های اردیبهشتی دورتادور مجسمه را فرا گرفته است.

آدرس کوتاه شده: