دوشنبه, ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۰ ۰۸:۳۷ ۵۶
طبقه بندی: یادداشت
چچ
تاثیر روابط عمومی ها بر شکل گیری نگرش های عمومی

تاثیر روابط عمومی ها بر شکل گیری نگرش های عمومی

روابط عمومی­ ها به‌عنوان پیشانی هر سازمانی در شکل­ گیری گونه نگرش به سازمان متبوع خویش بسیار مؤثر هستند. مجموعه نگرش مخاطبان به‌واسطه نوع تعاملشان بر پایه موضوع هر سازمان در شکل ­گیری نگرش عمومی جامعه کارساز خواهد بود. روشن است که پس از شکل­ گیری دانش و نگرش الگوهای رفتاری جامعه نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و از این راه رفتار فراگیر جامعه نیز بر پایه مؤلفه ­های مورد نظر هدایت خواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد؛ فرهنگ از جمله مفاهیمی است که هیچ‌گاه در جایگاه درست خویش بدان پرداخته نشده است. برخوردهای برآمده از سلیقه، نگاه غیر دانشی و نمود سهل و ممتنع نسبت به فرهنگ موجب شده تا این پنداره که جایگاهی بنیادین در زیست انسانی دارد و بستر اساسی و عامل قوام بخشیدن به عناصر گوناگون توسعه است دچار ابتذال گردد. مطالعه و برنامه ­ریزی در پهنه فرهنگ، متناسب با زمینه مورد استفاده آن همواره یکی از اصول بنیادین و مورد توجه حاکمیت­ ها و دولت­ ها بوده است.

برجسته‌ترین و تأثیرگذارترین بخش فرهنگ برای هر نظام و ساختار اجتماعی «فرهنگ عمومی» است. فرهنگ چیره و گسترده­ای که در میان کلیت یک جامعه نفوذ و قدرت دارد. این‌گونه از فرهنگ بر خلاف فرهنگ ­های اختصاصی از آن رو اهمیت دارد که در عین سادگی و فراگیری به شکلی ژرف، دامنه­ دار و گسترده در شکل­گیری نظام اجتماعی و هدایت آن کارساز واقع می­ شود. در مثالی ساده می­ توان فرهنگ عمومی را روح جامعه در نظر گرفت که به پیکره و جسم معنی بخشیده و مسیر حرکت آن را مشخص می­ سازد.

با توجه به پاره‌های سازنده فرهنگ عمومی که دربرگیرنده اهداف، ارزش­ها، رسوم و مواردی ازاین‌دست است هر چه جامعه­ای گسترده ­تر گردد و گوناگونی قومی و اندیشه‌ای در آن گسترش یابد فرهنگ عمومی جایگاهی ویژه ­تر می­ یابد و نمی­ توان در برابر آن بی ­تفاوت بود. چه آن که فرهنگ عمومی خمیرمایه مشترک این جامعه متکثر است و باید همه پاره‌های متکثر و ناهمسانی را که در کنار یکدیگر جامعه را ساخته­ اند در برگیرد.

به‌عنوان نمونه در جامعه ایران با توجه به تکثر چشمگیر قومی مسئله فرهنگ عمومی اهمیتی ویژه می ­یابد. چرایی این اهمیت این است که در سایه فرهنگ عمومی است که این قومیت­ ها می ­توانند در کنار یکدیگر زندگی کرده و در گذرگاه بازشناخته‌ای حرکت نمایند. انسجام اجتماعی و تقویت سرمایه اجتماعی که پشتیبانی‌کننده حرکت هر جامعه­ای در مسیر مورد نظر حاکمیت و راهبران اصلی جامعه است نیازمند برنامه­ ریزی و هدایت فرهنگ عمومی جامعه است. اگرچه آشکار است که هدایت و برنامه ­ریزی فرهنگ عمومی هیچ‌گاه از طریق شیوه‌نامه و بخشنامه محقق نخواهد گشت. توجه به این نکته الزامی است که فرهنگ را نباید به مظاهر فرهنگی تقلیل داد. به عبارت بهتر مفاهیمی چون کتاب، سینما، موسیقی و... که به اشتباه فرهنگ نامیده می­شوند تنها مظاهر فرهنگی هستند و فرهنگ برآمده از آبشخورهای گوناگون هر جامعه است. بر این بنیاد هیچ‌گاه نباید برنامه ­ریزیُ‌، هدایت و تقویت فرهنگ عمومی را تنها وظیفه دستگاه ­هایی که نقش مستقیم در حوزه مظاهر فرهنگی دارند دانستُ، بلکه همه اجزای دارای قدرت در نظام اجتماعی باید در ساختاری هماهنگ در جهت ساخت فرهنگ عمومی بر پایه آرمان­ های اصیل هر جامعه بپردازند. پس حاکمیت­ها و به‌تبع آن دولت­ها و بخش­های وابسته به آن از جمله نهادهایی که مستقیماً و یا غیر مستقیم با مسئله فرهنگ مواجه هستند نسبت به فرهنگ عمومی مسئولیت دارند.

با اغماض می­ توان سه دامنه اصلی را برای فرهنگ عمومی در نظر گرفت که دربرگیرنده دانش، نگرش و رفتار می­شود. چنانچه اشاره شد همه دستگاه­ها و ساختارهای وابسته به حاکمیت موظف هستند تا به بالا بردن شاخص­های فرهنگ عمومی در سه حوزه یاد شده کمک کرده تا حاکمیت بتواند جامعه را در مسیری که برای آن پیش ­بینی کرده است هدایت نماید. روابط عمومی عنصر مشترکی است که در همه نهادهای فرهنگی و غیر فرهنگی ایفای نقش کرده و به دلیل گستردگی و همین وجه مشترک بودن میان همه سازمان­ها و ارگان­ های کوچک و بزرگ نقشی بی­بدیل در کنترل فرهنگ عمومی دارد.

آشکار است که برجسته‌ترین وظیفه روابط عمومی در هر سازمان، نهاد یا مؤسسه ­ای معرفی آن مجموعه و اختصاصات و ویژگی ­های آن است، ولی فراتر از این وظیفه عمومی نیاز است تا روابط عمومی­ها در یک منظومه مشخص نسبت به ارتقای فرهنگ عمومی ایفای نقش نمایند و متناسب با وظایف و دامنه تخصصی خویش و به خاطر ارتباط بی­واسطه با مخاطبان که همان مردم و اعضای سازنده جامعه هستند در جهت تحقق سیاست­های تدوین‌شده فرهنگ عمومی کنش نمایند.

نهاد فرادستی شورای فرهنگ عمومی کشور وظیفه تدوین این سیاست ­ها را دارد تا از سوی بخش ­های گوناگون مورد استفاده و پیروی قرار گیرد. به‌عنوان نمونه یکی از پهنه‌های مورد توجه نظام که در چارچوب سیاست­های کلی نیز ابلاغ گردیده حوزه «خانواده» است.

روابط عمومی­ ها به‌عنوان واسطه­ هایی میان حاکمیت و مردم وظیفه دارند تا فراتر از وظایف سازمانی و ویژه خویش نسبت به ترویج و گسترش سیاست­های تدوین‌شده حوزه فرهنگ عمومی اقدام نمایند. روابط عمومی در هر سه حوزه یاد شده فرهنگ عمومی می­تواند کارآمد واقع شود. بالا رفتن دانش جامعه به‌عنوان یکی از دامنه­های فرهنگ عمومی از طریق افزایش اطلاعات مخاطب محقق خواهد گشت. روابط عمومی از طریق ابزارهایی که در اختیار دارد اطلاعات مخاطب را در پهنه‌های مورد نظر افزایش داده و دانش او را تقویت می­کند.

از دیگر سو روابط عمومی­ ها به‌عنوان پیشانی هر سازمانی در شکل­ گیری گونه نگرش به سازمان متبوع خویش بسیار مؤثر هستند. مجموعه نگرش مخاطبان به‌واسطه نوع تعاملشان بر پایه موضوع هر سازمان در شکل­گیری نگرش عمومی جامعه کارساز خواهد بود. روشن است که پس از شکل­ گیری دانش و نگرش الگوهای رفتاری جامعه نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت و از این راه رفتار فراگیر جامعه نیز بر پایه مؤلفه ­های مورد نظر هدایت خواهد شد.

به طور فشرده می­ توان گفت روابط عمومی به‌عنوان پیشانی نهادهای حاکمیتی ابزارهایی هستند که با هدایت دانش، نگرش و رفتار مردم می­ توانند مؤلفه­ های فرهنگ عمومی را آن‌گونه که مد نظر است شکل دهند. این امر لازمه دو اقدام بنیادین است. نخست تدوین دقیق و غیرمبهم سیاست­های فرهنگ عمومی کشور. نکته دوم برنامه­ریزی عملیاتی روابط عمومی هر سازمان هماهنگ با شرح وظیفه­ اش برای ارتقای شاخص ­های تدوین شده فرهنگ عمومی کشور است. در بخش نخست شاید به کمک شورای فرهنگ عمومی کشور گام‌هایی برداشته‌شده باشد که البته هنوز کافی نیست، ولی در بخش دوم انسجامی دیده نمی ­شود. به‌گونه‌ای که روابط عمومی­ ها جز نقش سازمانی و مستقیم خویش هنوز نسبت خویش با مؤلفه ­های فرهنگ عمومی را در نیافته­ اند.