سه شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۰ ۱۴:۱۶
طبقه بندی: یادداشت
چچ
2K3Yp9mD2YXZitiqINis2K/ZitivINi02YfYsdmK2Iwg2YXYsdmI2LHZiiDYqNixINmF2LbYp9mF2YrZhiDZgdi52YTZiiDZiCDYp9mI2YTZiNmK2KrigIzZh9in2Yog2KLZitmG2K/Zhy0g2KfZitmF2KfZhiDYrdi02YXYqtmK

حاکمیت جدید شهری، مروری بر مضامین فعلی و اولویت‌های آینده- ایمان حشمتی

رویکردهای حاکمیت شهری به سرعت در حال تغییر است، زیرا شهرها برای سازگاری با چالش های قرن 21 تلاش می کنند، تغییرات آب و هوایی، مهاجرت، امنیت و اقتصاد جهانی شکننده، همه در حال ایجاد تحول در تغییرات شهری هستند و دولت¬های ملی برای ادای تعهد کامل به شهرها و توسعه شهری، همچنان در تکاپو می باشند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد، منابع مالی به ندرت دارای توان افزوده برای شهرها هستند، به این معنی که حتی در مواردی که شهرها از نظر بودجه تأمین هستند، با این حال اغلب از استقلال کمی برای ایجاد تحول برای پاسخگویی به این چالش­های جدید و غیرقابل حل برخوردار هستند.

در واقع، مسئله بودجه ­های موجود در مقابل دامنه مسئولیت­های متولی شهرها، فقط بخشی از ماجرا است؛ توانمندی سیاسی و مالی و خودمختاری نهادهای شهری، هماهنگی استراتژی­ها و مداخلات در سطح ملی و اتخاذ مداوم سیاست­های لازم برای مقابله با پیچیدگی ­های حکمرانی شهری، همه نمونه­هایی از چشم­اندازهایی است که از طریق آنها دولت­های ملی می­توانند تعهد خود را به شهرها تقویت یا محدود کنند؛ همچنین گفته شده است که این محدودیت­های حاکمیت شهری، در برخی زمینه­ ها، ممکن است منجر به بهره ­برداری و فساد شود.

علی رغم سودمندی فنی حاکمیت شهری به عنوان یک مفهوم، تئوری­ها و مطالعات آکادمیک در مورد آن هنوز زمینه مطالعاتی پخته و تلفیقی ایجاد نکرده است، مطمئناً، مطالعات موردی کاملاً طولی، سهم بسزایی در این زمینه دارند اما همانطور که اخیراً توسط لوکاس (2017) بیان شده است، "گروهی متشکل از محققان سیاست شهری وجود دارند که از دور شدن از مطالعات تک موردی شهرهای خاص و رویکرد مقایسه­ای بیش­تر به سیاست، خط مشی و حاکمیت شهری حمایت می­کنند، " به عنوان مثال تغییر "از دولت به حاکمیت" و "مدیریت­گرایی به کارآفرینی" به عنوان یک روند واضح در نحوه اداره شهرها، مدتی است که مطرح شده است.

این اغلب به عنوان فرآیندی درک می­شود که در آن قدرت یا ارتباط دولت محلی، کارمندان دولت و سیاستمداران منتخب نسبت به بازیگران خصوصی مانند خیریه­ها، انجمن­های تجاری، مشاوران مدیریت و سازمان­های غیردولتی کاهش می­یابد. با توجه به شواهد موجود، آیا می­توان اطمینان داشت که دولت­های محلی در مقیاس جهانی عقب نشینی کرده یا به سمت نقش "هماهنگ کننده­های شبکه" سوق داده می­شوند؟ آیا گفتمان کنونی این ادعاها را بر اساس مواردی که بیش از حد بر تغییرات نهادی ملی یا حتی فراملی تأکید دارند، می­پذیرد؟

هنوز هم جمع­آوری داده ­های سیستماتیک در مورد حاکمیت شهری به منظور درک روندهای گسترده در مقیاس جهانی فوق العاده دشوار است. به نظر می­رسد در هر دو عرصه دانشگاهی و عمومی، روایت غالب حاکمیت حول موضوعات سیاسی قدرت نابرابر، دموکراتیزه کردن، نمایندگی و مشارکت عمومی در حال تکامل است.

ما باید درک خود را از حاکمیت شهری افزایش دهیم و برای اینکه این امر امکان­پذیر باشد، باید اطلاعات جدیدی در مورد نحوه اداره شهرها تولید کنیم. فقدان داده برای حمایت از ادعاهای قوی­تر در مورد نحوه کار حکمرانی در شهرها - و روش­های مناسب برای جمع آوری این داده­ها - محدودیت اصلی این زمینه است.

با این حال، جمع­آوری و تجزیه و تحلیل داده­ها در مورد حاکمیت شهری معاصر به دلیل تنوع زمینه­ های فرهنگی و حقوقی که شهرها در آن فعالیت می­کنند و دسترسی به اطلاعات مربوط به شیوه ­های واقعی حکمرانی، پیچیده است.

علاوه بر این، دامنه وسیع موضوع و تعاریف مبهم از هر دو نوع حاکمیت و شهر، عملیاتی­سازی و تحلیل مقایسه­ای را محدود می­کند. اگرچه مطالعات موردی زیادی در مورد شهرها، سیاست­ها و نوآوری­های حاکمیت وجود دارد، اما جدا کردن از آن تئوری­های یکپارچه شهری چالش برانگیز است. فقدان داده ­های قابل مقایسه جمع ­آوری شده و محدودیت­های مفهوم حاکمیت، خود محدود کننده امکانات تحقیق تجربی بوده است.

امید زیادی به ظرفیت شهرها برای پاسخگویی به چالش­های کلیدی جهانی و صلاحیت آنها برای هدایت تحولات به سمت یک مدل پایدارتری از توسعه، بسته شده است. شهرها اغلب بسترهای آزمایشی برای رویکردهای ابتکاری، پرخطر یا بحث برانگیز برای مشکلات اجتماعی یا زیست­محیطی هستند.

بندرت دولت­های محلی مشتاق تجربه روش­های جدیدی برای اداره، برنامه­ریزی، درآمدزایی (یا کاهش هزینه­ها) و مدیریت دارایی­ها و خدمات عمومی هستند. با این حال، کاملاً روشن نیست که شهرها در مقیاس بهینه قرار دارند یا ویژگی­های مناسبی برای مقابله با بسیاری از این چالش­های فراگیر و انجام اصلاحات لازم را دارا می­باشند یا خیر.

ممکن است این امیدواری به شهرها بیش­تر ناشی از ناامیدی از دولت­های ملی و واکنش ضعیف یا کند آنها باشد تا ظرفیت واقعی شهرها برای پذیرش این مسئولیت­ها. همچنین مشخص نیست که نوآوری ­های حاکمیت شهری - یعنی نوآوری­های شیوه نهادی تعامل بین بازیگران در بافت شهری - تا چه حد می­تواند به محدودیت­های ظرفیت و چالش­های پیچیده ­تری بپردازد که شهرها باید با آن کنار بیایند.

تحولات اخیر بین المللی، مانند رأی­ گیری در همه ­پرسی انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا یا انتخابات ایالات متحده، بسیاری از تحلیلگران را بر آن داشت تا با اثرات نابرابری­ها و جهانی شدن کنار بیایند. بسیاری بر این باورند که اگرچه در بسیاری از موارد شهرها مسبب افزایش نابرابری هستند، اما همین شهرها می­توانند بخشی از راه ­حل باشند.

به همین ترتیب، جهان در حال مشاهده افزایش انتشار گازهای گلخانه ای در نتیجه و افزایش کلی در رفاه و توسعه انسانی همراه با شهرنشینی است. اما شهرها به دلیل اقتصاد متراکم، از کارایی زیست­ محیطی بهتری برخوردارند. پیگیری شهرهای پایدارتر و عادلانه ­تر ممکن است پاسخگوی بسیاری از این مسائل باشد. اما دستیابی به موفقیت به درستی حاکمیت شهری بستگی دارد.

کارشناس هماهنگی و پیگیری

آدرس کوتاه شده:
No Cache
Gt: 2.3093606630961
Qt: 2.4443061351776